غزل شمارهٔ 1322
شاعر: صائب
Toggle stanza 1غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
چشم خواب آلود نرگس گوش بر افسانه نیست
گوهر درج خموشی از شکستن ایمن است
زخم دندان تأسف بر لب پیمانه نیست
خشکی سودا، قلم در ناخنش نشکسته است
آن که می گوید قلم بر مردم دیوانه نیست
هر که می آید، به آب رو از اینجا می رود
قفل منع و چین ابرو بر در میخانه نیست
حسن ذاتی بی نیاز از صنعت مشاطه است
زلف جوهر دست فرسود نسیم و شانه نیست
مهربانی های صیادست دامنگیر ما
در قفس دلبستگی ما را به آب و دانه نیست
رشته کار تو صائب ناخنم را ریشه ساخت
این قدر عقد گره در سبحه صد دانه نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هیچکس جز یأس، غمخوار من دیوانه نیست
بر چراغ داغ غیر از سوختن پروانه نیست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 790
اینزمان یک طالبمستی درین میخانه نیست
آنکهگرد بادهگردد جز خط پیمانه نیست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 792
محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست
رنگ میگردد بهگرد شمع ما پروانه نیست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 793
عقل هم عشق است و از ذوق نگه بیگانه نیست
لیکن این بیچاره را آن جرأت رندانه نیست
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 20
سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
شمع را در بزم دلسوزی به از پروانه نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1321
عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست
گنج را بر دل غبار از صحبت ویرانه نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1323
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

