غزل شمارهٔ 252
Toggle stanza 1در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
11
در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
چون شرر در نقطه انجام بود آغاز ما
22
آنچنان کز برگ گردد نکهت گل بیشتر
می شود بی پرده تر از پرده پوشی راز ما
33
از نظر بستن ز دنیا شد دل ما کامیاب
صید خود را بازیافت در پوشیده چشمی باز ما
44
گرچه شد دست فلک از گوشمال ما کبود
می تراود نغمه خارج همان از ساز ما
55
گرچه ما را هست در ظاهر پر و بالی چو تیر
هست در دست کمان سر رشته پرواز ما
66
ما میان معنی نازک به دست آورده ایم
بهله در دل داغ ها دارد ز دست انداز ما
77
تیغ کوه قاف پیش ما سپر انداخته است
کیست عنقا تا تواند گشت هم پرواز ما؟
88
گوش تا گوش زمین ز آوازه ما پر شده است
گرچه از آهستگی نشنیده کس آواز ما
99
گوش خلق افتاده سنگین، ورنه گلها می کنند
خرده خود را سپند شعله آواز ما
1010
می گدازد پرتو خورشید تابان، دیده را
دست کوته دار ای روشنگر از پرداز ما
1111
هر دلی کز بیضه فولاد سنگین تر بود
سینه کبک است پیش چنگل شهباز ما
1212
دیگران از باده انگور اگر سرخوش شوند
هست صائب معنی رنگین، می شیراز ما

