غزل شمارهٔ 6155
Toggle stanza 1ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون
11
ناله ما سینه چاک از سینه می آید برون
گوهر ما سفته از گنجینه می آید برون
22
ناز او با من بود از دیده حیران که حسن
سر گران از خانه آیینه می آید برون
33
کنج عزلت را غنیمت دان که می ریزد ز هم
مشک تا از خرقه پشمینه می آید برون
44
در نمی گیرد فسون در مار چون شد اژدها
مشکل از دل کینه دیرینه می آید برون
55
صائب از دل می رود بیرون خیال خط او
ریشه جوهر گر از آیینه می آید برون
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

