Toggle stanza 1
آزاده رو مقید عالم نمی شود
1

آزاده رو مقید عالم نمی شود

عیسی شکار رشته مریم نمی شود

2

در سجده خداست تنومندی بقا

تا حلقه است زور کمان کم نمی شود

3

لب بسته در محیط، صدف کرد زندگی

قانع رهین منت حاتم نمی شود

4

ز آمیزش کجان نشود طبع راست کج

از اتصال حرف، الف خم نمی شود

5

از قصر اعتبار تویک خشت تا بجاست

هرگز بنای عشق تو محکم نمی شود

6

برخیز تا به چشمه خورشید رو کنیم

کز گل گشاد عقده شبنم نمی شود

7

ابر تنک نهان نکند آفتاب را

پوشیده داغ عشق به مرهم نمی شود

8

عذر گناه بی ادبان جرم دیگرست

زخم درون به بخیه فراهم نمی شود

9

خاتم برون ز دست سلیمان وقت کرد

دیو هوا مسخر آدم نمی شود

10

صائب سزای پنجه خونین تهمت است

هر کس به رنگ مردم عالم نمی شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور