غزل شمارهٔ 5601
Toggle stanza 1من که از وسعت مشرب به فلک ساختهام
11
من که از وسعت مشرب به فلک ساختهام
پیش خوی تو مکرر سپر انداختهام
22
روی بر تافتن از من ز مسلمانی نیست
مه که ابروی ترا قبله خود ساختهام
33
برگ سبزی به من از سرو تو هرگز نرسید
گرچه سرحلقه عشاق تو چون فاختهام
44
نفس گرم ازین بیش چه تاثیر کند؟
جامه سرو ترا فاختهای ساختهام
55
تکمه چاک گریبان خجالت مپسند
این سری را که به امید تو افراختهام
66
حسن را هیچ مبصر نشناسد چون من
که چو یعقوب درین کار نظر باختهام
77
گرگ در پیرهنم جلوه یوسف دارد
تا ز زنگار خودی آینه پرداختهام
88
فارغ از خلدم و آسوده از دوزخ صائب
من که با سوختن از هر دو جهان ساختهام
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

