شمارهٔ 168

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ینم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قطعه

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
سگی شکایت ایام با کسی می‌کرد
1
سگی شکایت ایام با کسی می‌کرد
نبینی‌ام که چه برگشته حال و مسکینم
2
نه آشیانه چو مرغان نه غله چون موران
قناعتم صفت و بردباری آیینم
3
هزار سنگ پریشان به یک نگه بخورم
که اوفتاده نبینی بر ابروان چینم
4
که در ریاضت و خلوت مقام من دارد؟
که جامه خواب کلوخست و سنگ بالینم
5
به لقمه‌ای که تناول کنم ز دست کسی
رواست گر بزند بعد از آن به زوبینم
6
گرم دهند خورم ورنه می‌روم آزاد
نه همچو آدمیان خشمناک بنشینم
7
چو گربه درنربایم ز دست مردم چیز
ور اوفتاده بود ریزه ریزه برچینم
8
مرا نه برگ زمستان نه عیش تابستان
کفایتست همین پوستین پارینم
9
به جای من که نشیند که در مقام رضا
برابر است گلستان و تل سرگینم
10
مرا که سیرت ازین جنس و خوی ازین صفتست
چه کرده‌ام که سزاوار سنگ و نفرینم؟
11
جواب داد کزین بیش نعت خویش مگوی
که خیره گشت ز وصفت زبان تحسینم
12
همین دو خصلت ملعون کفایتست تو را
غریب دشمن و مردارخوار می‌بینم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور