غزل شمارهٔ 14

شاعر: سعدی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انتارزوست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
از جان برون نیامده جانانت آرزوست
1
از جان برون نیامده جانانت آرزوست
زنار نابریده و ایمانت آرزوست
2
بر درگهی که نوبت ارنی همی زنند
موری نه‌ای و ملک سلیمانت آرزوست
3
موری نه‌ای و خدمت موری نکرده‌ای
وآنگاه صف صفهٔ مردانت آرزوست
4
فرعون‌وار لاف اناالحق همی زنی
وآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست
5
چون کودکان که دامن خود اسب کرده‌اند
دامن سوار کرده و میدانت آرزوست
6
انصاف راه خود ز سر صدق داده‌ای
بر درد نارسیده و درمانت آرزوست
7
بر خوان عنکبوت که بریان مگس بود
شهپر جبرئیل، مگس‌رانت آرزوست
8
هر روز از برای سگ نفس بوسعید
یک کاسه شوربا و دو تا نانت آرزوست
9
سعدی در این جهان که تویی ذره‌وار باش
گر دل به نزد حضرت سلطانت آرزوست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور