شمارهٔ 128
Toggle stanza 1بود در خاطرم که یک چندی
11
بود در خاطرم که یک چندی
گرچه هستم به اصل و دانش خر
22
به خرد با فرشته هم پهلو
سخن نظم، نظم دانهٔ در
33
تا مگر گردد از ایادی تو
تنگم از مرده ریگ مردم پر
44
چون نبودیم در خور خدمت
گفت عفوت که السلامة مر
55
بندگی درت کنم چندی
بیریا همچو ایبک و سنقر
66
ترک کردیم خدمت و خلعت
نه دیار عرب نه شیر شتر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

