سعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ودیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 1گر خوبتر از روی تو باغی بودی11نقل کریںگر خوبتر از روی تو باغی بودیپایم همه روزه راه آن پیمودی22نقل کریںچندان کَرَمت نیست که خشنود کنیدرویشی از آن باغ به شفتالودی؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا دل ندهی به خوبرویانکز غصّه تلف شوی ّ و رنجهسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 41اگلی نظمآفتابی و نور میندهیابری ای کیرخواره زن، ابریسعدی»خبیثات و مجالس الهزل»خبیثات»شمارهٔ 43◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن دل که سراسیمهٔ عالم بودییک ذرّه ندید از همه عالم سودیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 14◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
آن دل که سراسیمهٔ عالم بودییک ذرّه ندید از همه عالم سودیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 14