Toggle stanza 1
چنان خوب رویی بدان دلربایی
1
چنان خوب رویی بدان دلربایی
دریغت نیاید به هر کس نمایی
2
مرا مصلحت نیست لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی
3
وفا را به عهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم مرا فتنه تو بی‌وفایی
4
چنین دور از خویش و بیگانه گشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی
5
اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی
6
نیاید تو را هیچ غم بی‌دل من
کسی دید خود عید بی‌روستایی
7
من و غم ازین پس که دور از رخ تو
چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور