غزل شمارهٔ 520
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1که دست تشنه میگیرد به آبی؟
11
که دست تشنه میگیرد به آبی؟
خداوندان فضل، آخَر ثوابی
22
توقع دارم از شیرینزبانت
اگر تلخ است و گر شیرینجوابی
33
تو خود نایی و گر آیی بر من
بدان ماند که گنجی در خرابی
44
به چشمانت که گر زهرم فرستی
چنان نوشم که شیرینتر شرابی
55
اگر سروی به بالای تو باشد
نباشد بر سر سرو، آفتابی
66
پریروی از نظر غایب نگردد
اگر صد بار بربندد نقابی
77
بدان تا یک نفس رویت ببینم
شب و روز آرزومندم به خوابی
88
امیدم هست اگر عطشان نمیرد
که باز آید به جوی رفته آبی
99
هلاک خویشتن میخواهد آن مور
که خواهد پنجه کردن با عقابی
1010
شبی دانم که در زندان هجران
سحرگاهم به گوش آید خطابی
1111
که سعدی چون فراق ما کشیدی
نخواهی دید در دوزخ عذابی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
حکیمی را پرسیدند که آدمیزاد کی به خوردن شتابد؟ گفت: توانگر هرگاه گرسنه شود و درویش هرگاه که بیابد.
بخور چندانکه ننهد خانه تن
جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 8
بخوردم از کف دلبر شرابی
شدم معمور و در صورت خرابی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2645
سبک بنواز ای مطرب ربابی
بگردان زوتر ای ساقی شرابی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2676
چنان گشتم ز مستی و خرابی
که خاکی را نمیدانم ز آبی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2713
درآمد از در دل چون خرابی
ز می بر آتش جانم زد آبی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 750
کرا جوئی چرا در پیچ و تابی
که او پیداست تو زیر نقابی
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 81
به چندین جلوه در زیر نقابی
نگاه شوق ما را بر نتابی
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 89

