غزل شمارهٔ 14

شاعر: سعدی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: امرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را
1
امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را
یا وقت بیداری غلط بودَست مرغ بام را
2
یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد
ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را
3
هم تازه‌رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ‌دل
کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را
4
گر پای بر فرقم نهی تشریف قربت می‌دهی
جز سر نمی‌دانم نهادن عذر این اقدام را
5
چون بخت نیک‌انجام را با ما به کلی صلح شد
بگذار تا جان می‌دهد بدگوی بدفرجام را
6
سعدی عَلَم شد در جهان صوفی و عامی گو بدان
ما بت‌پرستی می‌کنیم آن گه چنین اصنام را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور