غزل شمارهٔ 467

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آخَر نگهی به سوی ما کن
1
آخَر نگهی به سوی ما کن
دردی به ارادتی دوا کن
2
بسیار خِلاف عهد کردی
آخَر به غلط یکی وفا کن
3
ما را تو به خاطری همه روز
یک روز تو نیز یاد ما کن
4
این قاعدهٔ خِلاف بگذار
وین خوی مُعانِدت رها کن
5
برخیز و در سرای در بند
بنشین و قبای بسته وا کن
6
آن را که هلاک می‌پسندی
روزی دو به خدمت آشنا کن
7
چون انس گرفت و مهر پیوست
بازش به فراق مبتلا کن
8
سعدی چو حریف ناگزیر است
تن در ده و چشم در قضا کن
9
شمشیر که می‌زند سپر باش
دشنام که می‌دهد دعا کن
10
زیبا نبود شکایت از دوست
زیبا همه روز گو جفا کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور