غزل شمارهٔ 321

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای دوست ره جفا رها کن
1

ای دوست ره جفا رها کن

تقصیر گذشته را قضا کن

2

بر درگه وصل خویش ما را

با حاجب بارت آشنا کن

3

در صورت عشق ما نگارا

بدخویی را ز خود جدا کن

4

آخر روزی برای ما زی

آخر کاری برای ما کن

5

ماها تو نگار خوش لقایی

با ما دل خویش خوش لقا کن

6

من دل کردم ز عشق یکتا

تو رشتهٔ دوستی دو تا کن

7

اکنون که تو تشنهٔ بلایی

راضی شده‌ام هلا بلا کن

8

ورنه تو که سغبهٔ جفایی

تن در دادم برو جفا کن

9

در جمله همیشه با سنایی

کاری که کنی تو بی ریا کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور