غزل شمارهٔ 321
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1ای دوست ره جفا رها کن
11
ای دوست ره جفا رها کن
تقصیر گذشته را قضا کن
22
بر درگه وصل خویش ما را
با حاجب بارت آشنا کن
33
در صورت عشق ما نگارا
بدخویی را ز خود جدا کن
44
آخر روزی برای ما زی
آخر کاری برای ما کن
55
ماها تو نگار خوش لقایی
با ما دل خویش خوش لقا کن
66
من دل کردم ز عشق یکتا
تو رشتهٔ دوستی دو تا کن
77
اکنون که تو تشنهٔ بلایی
راضی شدهام هلا بلا کن
88
ورنه تو که سغبهٔ جفایی
تن در دادم برو جفا کن
99
در جمله همیشه با سنایی
کاری که کنی تو بی ریا کن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

