سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 91رباعی شمارهٔ 91شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رخویشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 1یا همچو همای بر من افکن پر خویش11نقل کریںیا همچو همای بر من افکن پر خویشتا بندگیت کنم به جان و سر خویش22نقل کریںگر لایق خدمتم ندانی بر خویشتا من سر خویش گیرم و کشور خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهمسایه که میل طبع بینی سویشفردوس برین بود سرا در کویشسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 90اگلی نظمای بیتو فراخای جهان بر ما تنگما را به تو فخرست و تو را از ما ننگسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 92◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: بر تنِ لاغر خویشمیافشانم اشک ز چشمِ ترِ خویشعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 64◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهمسایه که میل طبع بینی سویشفردوس برین بود سرا در کویشسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 90
اگلی نظمای بیتو فراخای جهان بر ما تنگما را به تو فخرست و تو را از ما ننگسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 92
شمع آمد و گفت: بر تنِ لاغر خویشمیافشانم اشک ز چشمِ ترِ خویشعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 64