غزل شمارهٔ 377

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ندم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شکست عهد مودّت نگار دلبندم
1
شکست عهد مودّت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست‌پیوندم
2
به خاک پای عزیزان که از محبّت دوست
دل از محبّت دنیا و آخرت کندم
3
تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خون‌خوار خویش نپسندم
4
اگر چه مهر بریدی و عهد بشکستی
هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم
5
بیار ساقی سرمست جام بادهٔ عشق
بده به رغم مُناصح که می‌دهد پندم
6
من آن نیم که پذیرم نصیحت عقلا
پدر بگوی که من بی‌حساب فرزندم
7
به خاک پای تو سوگند و جان زنده‌دلان
که من به پای تو در مُردن آرزومندم
8
بیا بیا صنما کز سر پریشانی
نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم
9
به خنده گفت که سعدی از این سخن بگریز
کجا روم که به زندان عشق دربندم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور