رباعی شمارهٔ 82

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: از

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 66

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز
1
نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز
خواهی بکشم به هجر و خواهی بنواز
2
ور بگریزم ز دستت ای مایهٔ ناز
هر جا که روم پیش تو می‌آیم باز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حصری - قدس الله تعالی سره - گفته است: الصوفی (هو)الذی لایوجد بعد عدمه و لایعدم (بعد) وجوده یعنی: صوفی آن است که چون از وجود طبیعی خود فانی شود دیگر به آن باز نگردد که: الفانی لا یرد و بعد از آن چون به وجود حقانی و بقای بعد الفنا محقق گردد دیگر فانی نشود.

خوش آن که چون نیست شد از این نقش مجاز

جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 31

این کنج فراغت است و خلوتگه راز

اسباب حضور دل در او یافته ساز

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 23

گنجشک ضعیف توام ای مایه ناز

افتاده به دام تو به صد عجز و نیاز

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 59

در سنبلش آویختم از روی نیاز

گفتم «من سودازده را کار بساز»

حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 22

وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز

نرمک‌نرمک باده خور و چنگ نواز

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 115

لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز

تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 139

* ای دل چو حقیقتِ جهان هست مَجاز

چندین چه بَری خواری از این رنجِ دراز؟

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 32

* می‌پرسیدی که چیست این نقشِ مجاز

گر برگویم حقیقتش هست دراز

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 42

از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز

بازآمده‌ای کو که به ما گوید راز؟

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 46

ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَت‌باز

از روی حقیقتی نه از روی مَجاز

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 50

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور