قطعه شمارهٔ 13
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1مرا به صورت شاهد نظر حلال بود
11
مرا به صورت شاهد نظر حلال بود
که هرچه مینگرم شاهدست در نظرم
22
دو چشم در سر هر کس نهادهاند ولی
تو نقش بینی و من نقشبند مینگرم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سفید شد چو درخت شکوفه دار سرم
وز این درخت همین میوه غم است برم
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 17
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همیسِپرَم
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 330
نظر همی کنم ار چند مختصر نظرم
به چشم مختصر اندر نهاد مختصرم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 112 - در نکوهش و ابراز نارضایی از خود
درین سفر که توکل شده است راهبرم
یکی است نسبت زنار و توشه با کمرم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5725
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرم
برفت در همه عالم به بی دلی خبرم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 384
یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 385

