غزل شمارهٔ 557

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هرگز این صورت کند صورتگری؟
1
هرگز این صورت کند صورتگری؟
یا چنین شاهد بود در کشوری؟
2
سرورفتاری، صنوبرقامتی
ماه‌رخساری، ملایک‌منظری
3
می‌رود وز خویشتن‌بینی که هست
در نمی‌آید به چشمش دیگری
4
صد هزارش دست خاطر در رکاب
پادشاهی می‌رود با لشکری
5
عارضش باغی دهانش غنچه‌ای
بل بهشتی در میانش کوثری
6
ماه‌رویا! مهربانی پیشه کن
خوب‌رویی را بباید زیوری
7
بی‌تو در هر گوشه پایی در گِل است
وز تو در هر خانه دستی بر سری
8
چون هُمایم سایه‌ای بر سر فکن
تا در اقبالت شوم نیک‌اختری
9
در خداوندی چه نقصان آیدش
گر خداوندی بپرسد چاکری؟
10
مصلحت بودی شکایت گفتنم
گر به غیر از خصم بودی داوری
11
سعدیا داروی تلخ از دست دوست
به که شیرینی ز دست دیگری
12
خاکی از مردم بماند در جهان
وز وجود عاشقان خاکستری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور