غزل شمارهٔ 316
Toggle stanza 1ساقی سیمتن چه خسبی خیز
11
ساقی سیمتن چه خسبی خیز
آب شادی بر آتش غم ریز
22
بوسهای بر کنار ساغر نه
پس بگردان شراب شهدآمیز
33
کابر آذار و باد نوروزی
درفشان میکنند و عنبربیز
44
جهد کردیم تا نیالاید
به خرابات دامن پرهیز
55
دست بالای عشق زور آورد
معرفت را نماند جای ستیز
66
گفتم ای عقل زورمند چرا
برگرفتی ز عشق راه گریز
77
گفت اگر گربه شیر نر گردد
نکند با پلنگ دندان تیز
88
شاهدان میکنند خانه زهد
مطربان میزنند راه حجیز
99
توبه را تلخ میکند در حلق
یار شیرینزبان شورانگیز
1010
سعدیا هر دمت که دست دهد
به سر زلف دوستان آویز
1111
دشمنان را به حال خود بگذار
تا قیامت کنند و رستاخیز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای سنایی به گرد حران گرد
تا بیابی ز جود ایشان چیز
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 106
هر که زین پیش بود امیر سخن
از امیر سخا شدند عزیز
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 107
طاقت عفو در تو نیست اگر
خیز و با دشمنان در آ به ستیز
علامہ اقبالپیام مشرقخردهبخش 8 - طاقت عفو در تو نیست اگر
چرخ پرویز نیست آتش بیز
نه ممری درو نه جای گریز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

