غزل شمارهٔ 290
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1چرخ پرویز نیست آتش بیز
چرخ پرویز نیست آتش بیز
نه ممری درو نه جای گریز
شفقش خون مردم دانا
افقش ساغری ز خون لبریز
هر طرف می برد هراسانم
قهر مریخ با بلارک تیز
خبرم نیست تا کجا کشدم
نتوان کرد از قضا پرهیز
در خسک خانه های هندم سوخت
یاد صنعان و مکه و تبریز
به سلامت کسی نبرد ایمان
زین زمین سیاه کافرخیز
از مداین شناس و آثارش
حسن شیرین و عشرت پرویز
ظاهر از بیستون هنوز شود
شور فرهاد و شیهه شبدیز
از اقامت شدم گرانجان کو
طبل شب گیر و ناله شب خیز
برد قصب السبق ز من پیری
دیر بر رخش می زنم مهمیز
کار در دست ما «نظیری » نیست
با قضا نیست هم مجال ستیز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ساقی سیمتن چه خسبی خیز
آب شادی بر آتش غم ریز
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 316
ای سنایی به گرد حران گرد
تا بیابی ز جود ایشان چیز
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 106
هر که زین پیش بود امیر سخن
از امیر سخا شدند عزیز
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 107
طاقت عفو در تو نیست اگر
خیز و با دشمنان در آ به ستیز
علامہ اقبالپیام مشرقخردهبخش 8 - طاقت عفو در تو نیست اگر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

