غزل شمارهٔ 1283

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
1
ندا رسید به عاشق ز عالم رازش
که عشق هست براق خدای می‌تازش
2
تبارک الله در خاکیان چه باد افتاد
چو آب لطف بجوشید ز آتش نازش
3
گرفت شکل کبوتر ز ماه تا ماهی
ز عشق آنک درآید به چنگل بازش
4
گرفت چهره عشاق رنگ و سکه زر
ز عشق زرگر ما و ز لذت گازش
5
در آن هوا که هوا و هوس از او خیزد
چه دید مرغ دل از ما ز چیست پروازش
6
گهی که مرغ دل ما بماند از پرواز
که بست شهپر او را کی برد انگازش
7
مگو که غیرت هر لحظه دست می‌خاید
که شرم دار ز یار و ز عشق طنازش
8
ز غیرتش گله کردم به خنده گفت مرا
که هر چه بند کند او تو را براندازش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور