غزل شمارهٔ 1361
Toggle stanza 1عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
11
عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال
22
چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال
33
یا فرجی مونسی یا قمر المجلس
وجهک بدر تمام ریقک خمر حلال
44
چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر
خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال
55
روحک بحر الوفا لونک لمع الصفا
عمرک لو لا التقی قلت ایا ذا الجلال
66
آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول
آه ز یار ملول چند نماید ملال
77
تطرب قلب الوری تسکرهم بالهوی
تدرک ما لا یری انت لطیف الخیال
88
آنک همیخوانمش عجز نمیدانمش
تا که بترسانمش از ستم و از وبال
99
تدخل ارواحهم تسکر اشباحهم
تجلسهم مجلسا فیه کؤوس ثقال
1010
جمله سؤال و جواب زوست و منم چون رباب
می زندم او شتاب زخمه که یعنی بنال
1111
تصلح میزاننا تحسن الحاننا
تذهب احزاننا انت شدید المحال
1212
یک دم آواز مات یک دم بانگ نجات
می زند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا نزند آفتاب خیمه نور جلال
حلقه مرغان روز کی بزند پر و بال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1349
چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1350
شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1351
چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1352
عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1368

