غزل شمارهٔ 1350
Toggle stanza 1چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
11
چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
دارد در درس عشق بحث و جواب و سؤال
22
گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم
گاه کند فربهم تا نروم در جوال
33
چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر
چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال
44
چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست
چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال
55
گویمش ای آفتاب بر همه دلها بتاب
جمله جهان ذرهها نور خوشت را عیال
66
سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب
هر نظری را نما بیسخنی شرح حال
77
بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک
منع مکن از جلال پرتو نور جلال
88
جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها
نور شود جمله روح عقل شود بیعقال
99
ای که میش خوردهای از چه تو پژمردهای
باغ رخش دیدهای باز گشا پر و بال
1010
باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست
باقی این بایدت رو شب و فردا تعال
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا نزند آفتاب خیمه نور جلال
حلقه مرغان روز کی بزند پر و بال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1349
شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1351
چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بیزوال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1352
عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1361
عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1368

