غزل شمارهٔ 2285

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: له

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله
1
یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله
لیس یلذک الهوی لیس لفیک حوصله
2
معتمد الهوی معی مستندی و سیدی
لا کرجاک ضایع یطلبه به غربله
3
ای گله بیش کرده تو سیر نگشتی از گله
چون بکری است این دکان چاره نباشد از غله
4
حج پیاده می‌روی تا سر حاجیان شوی
جامه چرا دری اگر شد کف پات آبله
5
از پی نیم آبله شرم نیایدت که تو
هر قدمی درافکنی غلغله ای به قافله
6
کشتی نفس آدمی لنگری است و سست رو
زین دریا بنگذرد بی ز کشاکش و خله
7
گر نبدی چنین چرا جهد و جهاد آمدی
صوم و صلات و شب روی حج و مناسک و چله
8
صبر سوی نران رود نوحه سوی زنان رود
گردن اسب شاه را ننگ بود ز زنگله
9
خوش به میان صف درآ تنگ میا و دلگشا
هست ز تنگ آمدن بانگ گلوی بلبله
10
خاص احد چه غم خورد از بد و نیک عام خس
کوه احد چه برتپد از سر سیل و زلزله
11
دل مطپان به خیر و شر جانب غیب درنگر
کلکله ملایکه روح میان کلکله
12
عزت زر بود اگر محنت او شود شرر
هیبت و بیم شیر دان بستن او به سلسله
13
کم نشود انار اگر بهر شراب بفشری
بهر فضیلتی بود کوفتگی آمله
14
حامله است تن ز جان درد زه است رنج تن
آمدن جنین بود درد و عذاب حامله
15
تلخی باده را مبین عشرت مستیان نگر
محنت حامله مبین بنگر امید قابله
16
هست بلادر این ستم پیش بلا و پس دری
هست سر محاسبه جبر و پیش مقابله
17
زر به کسی به قرض ده کش بود آسیا و رز
با خلجی و مفلسی هیچ مکن معامله
18
نه فلک چو آسیا ملک کیست غیر حق
باغ و چراگه زمین پر ز شبان و از گله
19
قرض بدو ده ای پسر نفس و نفس زر و درم
گنج و گهر ستان از او از پی فرض و نافله
20
لب بگشاد ناطقی تا که بیان این کند
کان زر او است و نقد او فکرت خلق ناقله

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور