غزل شمارهٔ 2033
شاعر: رومی
Toggle stanza 1جانا نخست ما را مرد مدام گردان
11
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وآنگه مدام درده ما را مدام گردان
22
از ما و خدمت ما چیزی نیاید ای جان
هم تو بنا نهادی هم تو تمام گردان
33
دارالسلام ما را دارالملام کردی
دارالملام ما را دارالسلام گردان
44
این راه بینهایت گر دور و گر دراز است
از فضل بینهایت بر ما دو گام گردان
55
ما را اسیر کردی اماره را امیری
ما را امیر گردان او را غلام گردان
66
انعام عام خود را کردی نصیب خاصان
انعام خاص خود را امروز عام گردان
77
هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر ده
خورشید فضل خود را بر جمله رام گردان
88
در کام ما دعا را چون شهد و شیر خوش کن
و آن را که گوید آمین هم دوستکام گردان
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
وانگه مدام در ده مست مدام گردان
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295
یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
در ملک بی نشانی خود را به نام گردان
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6433
ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
دامان غم فراخ است دوری تمام گردان
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 476

