غزل شمارهٔ 760

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

قافیہ: اشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
خنک آن کس که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شد
1
خنک آن کس که چو ما شد‌، همه تسلیم و رضا شد
گرو عشق و جنون شد‌، گُهر‌ِ بحر صفا شد
2
مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد
به کرم بحر گهر شد‌، به روش باد صبا شد
3
چو شه عشق کشیدش‌، ز همه خلق بریدش
نظر عشق گزیدش‌، همه حاجات روا شد
4
به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد
به نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد؟
5
دل تو کرد چرایی به برون ز آخُر قالب
وگر آن نیست به هر شب‌، به چراگاه چرا شد‌؟
6
خنک آن گه که کند حق گنهت طاعت مطلق
خنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد
7
سفر‌ِ مشکل و دورش بشد و ماند حضورش
ز درون قوّت نورش مدد نور سما شد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور