رباعی شمارهٔ 410
Toggle stanza 1مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت
11
مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت
انصاف بده که نیک مردانه گرفت
22
از دل چو بماند دلبرش دست کشید
از جان چو بجست پای جانانه گرفت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
زین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفت
کلّی کم آشنا و بیگانه گرفت
عطارمختارنامهباب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدنشمارهٔ 10
در وصفِ تو، عقل، طبعِ دیوانه گرفت
جان تن زد و با عجز به هم خانه گرفت
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 2
در وصف تو عقل طبع دیوانه گرفت
جان تن ز دو با عجز بهم خانه گرفت
عطاروصلت نامهبخش 39 - و له ایضاً

