Toggle stanza 1
آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
1
آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی
زان سر رسد به بی‌سر و باسر اشارتی
2
زان رنگ اشارتی که به روز الست بود
کآمد به جان مؤمن و کافر اشارتی
3
زیرا که قهر و لطف کز آن بحر دررسید
بر سنگ اشارتی است و به گوهر اشارتی
4
بر سنگ اشارتی است که بر حال خویش باش
بر گوهر است هر دم دیگر اشارتی
5
بر سنگ کرده نقشی و آن نقش بند او است
هر لحظه سوی نقش ز آزر اشارتی
6
چون در گهر رسید اشارت گداخت او
احسنت آفرین چه منور اشارتی
7
بعد از گداز کرد گهر صد هزار جوش
چون می‌رسید از تف آذر اشارتی
8
جوشید و بحر گشت و جهان در جهان گرفت
چون آمدش ز ایزد اکبر اشارتی
9
ما را اشارتی است ز تبریز و شمس دین
چون تشنه را ز چشمه کوثر اشارتی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور