غزل شمارهٔ 2973
Toggle stanza 1ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
11
ای از جمال حسن تو عالم نشانهای
مقصود حسن توست و دگرها بهانهای
22
نقاش را اگر ز جمال تو قبله نیست
مقصود او چه بود ز نقشی و خانهای
33
ای صد هزار شمع نشسته بدین امید
گرد تنور عشق تو بهر زبانهای
44
ای حلقههای زلف خوشت طوق حلق ما
سازید مرغ روح در آن حلقه لانهای
55
گویی میان مجلس آن شاه کی رسم
نی آن کرانه دارد و نی این میانهای
66
این داد کیست مفخر تبریز شمس دین
زان دولتی که داد درختی ز دانهای
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هرروز کآفتاب برآرد زبانهای
بیرون جهم ز کلبه غم عاشقانهای
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1774
شبها من و خیال تو و کنج خانهای
با خود ز گفتوگوی تو هردم فسانهای
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 908
ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
عالم به دور زلف تو زنجیرخانهای
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6911
ای نه فلک ز خوشهٔ صنع تو دانهای
وز قصر کبریای تو عرش آشیانهای
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 554
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای
یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2986

