غزل شمارهٔ 262

Toggle stanza 1
فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
1
فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری
العیش فی اکنافنا و الموت فی ارکاننا
2
ان تدننا طوبی لنا ان تحفنا یا ویلنا
یا نور ضؤ ناظرا یا خاطرا مخاطرا
3
ندعوک ربا حاضرا من قلبنا تفاخرا
فکن لنا فی ذلنا برا کریما غافرا
4
من می‌روم توکلی در این ره و در این سرا
اگر نواله‌ای رسد نیمی مرا نیمی تو را
5
خود کی رود کشتی در او که او تهی بیرون رود
کیل گهر همی‌رسد بر مشتری و مشترا
6
کیل گهر همی‌رسد قرص قمر همی‌رسد
نور بصر همی‌رسد اندکترین چیزها
7
خوش اندرآ در انجمن جز بر شکر لگد مزن
جز بر قرابی‌ها مزن جر بر بتان جان فزا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 10

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 11

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 12

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 13

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 14

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 17

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 18

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 19

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 20

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور