غزل شمارهٔ 14

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
1
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

O lovers, lovers, this day you and we are fallen into a whirlpool: who knows how to swim?

2
گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود
مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا

Though the world’s torrent should overflow and every wave become like a dromedary, why shall the waterfowl worry? It is the bird of the air that should be anxious.

3
ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته
زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْ‌فزا

Our faces are lighted up with gratitude, schooled as we are in wave and sea, inasmuch as ocean and flood are life-increasing to the fish.

4
ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده
ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا

Elder, hand us a towel; water, let us plunge into you; Moses son of ‘Imr¯an, come, smite the water of the sea with your staff!

5
این باد اندر هر سری سودایِ دیگر می‌پزد
سودایِ آن ساقی مرا، باقی همه آنِ شما

This wind concocts in every head a different passion; let my passion be for yonder cupbearer, and you may have all the rest!

6
دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله
امروز مِی در می‌دهد تا برکَنَد از ما قبا

Yesterday yon saki on the way snatched the caps of the drunkards; today he is giving yet more wine, preparing to strip us of our robes.

7
ای رشکِ ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری
خوش خوش کشانم می‌بری، آخر نگویی تا کجا

O envy of the Moon and of Jupiter, with us, yet hidden from sight like a peri, gently, gently you are drawing me on—will you not say whither?

8
هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی
خواهی سویِ مستیم کش، خواهی ببر سویِ فنا

Wherever you go, you are with me still, you who are my eyes and my brightness; if you will, draw me to drunkenness, if you will, transport me to annihilation.

9
عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان
هر دم تجلّی می‌رسد، برمی‌شکافد کوه را

Know that the world is like Mount Sinai, and we like Moses are seekers; every moment an epiphany arrives and cleaves the mountain asunder.

10
یک پاره اخضر می‌شود، یک پاره عبهر می‌شود
یک پاره گوهر می‌شود، یک پاره لعل و کهربا

One portion becomes green, one portion becomes narcissuswhite; one portion becomes a pearl, one portion ruby and amber.

11
ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او
ای کُه، چه باد خورده‌ای؟ ما مست گشتیم از صدا

You who seek to behold Him, gaze upon this mountainchain of His. O mountain, what wind has blown upon you? We have become intoxicated with the echo.

12
ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای
گر برده‌ایم انگور تو تو برده‌ای انبان ما

O gardener, gardener, why have you come to grapple with us? If we have carried off your grapes, you have carried off our purse!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا

مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 10

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 11

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 12

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 13

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 17

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 18

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 19

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 20

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 21

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور