غزل شمارهٔ 221

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا
1
مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا
بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را

You have seized me by the ear—whither are you drawing me? Declare what is in your heart, and what your purpose is.

2
چه دیگ پخته‌ای از بهر من عزیزا دوش
خدای داند تا چیست عشق را سودا

Prince, what cauldron did you cook for me last night? God knows what melancholy madness there is in Love!

3
چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست
کجا روند همان جا که گفته‌ای که بیا

Since the ears of heaven and earth and the stars are all in your hand, whither are they going? Even to that place whither you said, “Come!”

4
مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش
که می‌زنم ز بن هر دو گوش طال بقا

The rest you seized only by one ear, me you seized by two; from the roots of each ear I say, “Long may you endure!”

5
غلام پیر شود خواجه‌اش کند آزاد
چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا

When a slave grows old, his master sets him free; when I became old, He enslaved me over again.

6
نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند
قیامت تو سیه موی کرد پیران را

Shall not children rise up white of hair at the resurrection? But your resurrection has turned the old men’s hair black.

7
چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی
خموش کردم و مشغول می‌شوم به دعا

Since you bring the dead to life and make the old men young, I have fallen silent, and occupy myself with prayer.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 51

به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا

به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 168

خطاب هاتف دولت رسید دوش به ما

که هست عرصهٔ بی‌دولتی سرای فنا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 4

اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسد

به حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 5

چه منت از مدد روزگار بر سر ما

که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 20

اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 213

درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 214

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

من درازقبا با هزار گز سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 216

چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 217

رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا

که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 222

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور