Toggle stanza 1
کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد
1
کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد
گر او بر ما نخندد پس که خندد
2
اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید
بود انصاف و انصاف آن پسندد
3
دلا می‌جوش همچون موج دریا
که گر دریا بیارامد بگندد
4
چو خورشیدی و از خود پاک گشتی
ز تو چنگ اجل جز غم نرندد
5
شکرشیرینی گفتن رها کن
ولیکن کان قندی چون نقندد

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور