رباعی شمارهٔ 1510
Toggle stanza 1من بندهٔ مستی که بود دست زنان
11
من بندهٔ مستی که بود دست زنان
دورم ز کسی که او بود مست زنان
22
باری من خسته دل چنینم نه چنان
آلوده مبا بنان عشاق بنان
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان
وز زخم چنین تیر گرفتار چنان
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1384
جانهاست همه جانوران را جز جان
نانهاست همه نان طلبان را جز نان
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1449
در چشم منست ابروی همچو کمان
من روح سپر کرده و او تیر زنان
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1463
دی از تو چنان بدم که گل در بستان
امروز چنانم و چنانتر ز چنان
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1475
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

