Toggle stanza 1
جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای
1

جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای

آب دگر خورده‌ای زانک گل آلوده‌ای

2

مست دگر باده‌ای کاحمق و بس ساده‌ای

دل چه بدو داده‌ای رو که نیاسوده‌ای

3

گنج روان در دلت بر سر گنج این گلت

گیرم بی‌دیده‌ای آخر نشنوده‌ای

4

چیست سپیدی چشم از اثر نفس و خشم

چون پی دارو ز یشم سرمه دهی سوده‌ای

5

از نظر لم یزل دارد جانت تگل

پرتو خورشید را تو به گل اندوده‌ای

6

گنج دلت سر به مهر وین جگرت کان مهر

ای تو شکم خوار چند در هوس روده‌ای

7

از اثر شمس دینست این تبش عشق تو

وز تبریزست این بخت که پرورده‌ای

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور