غزل شمارهٔ 3119
Toggle stanza 1نشانت کی جوید که تو بینشانی
11
نشانت کی جوید که تو بینشانی
مکانت کی یابد که تو بیمکانی
22
چه صورت کنیمت که صورت نبندی
که کفست صورت به بحر معانی
33
از آن سوی پرده چه شهری شگرفست
که عالم از آن جاست یک ارمغانی
44
به نو نو هلالی به نو نو خیالی
رسد تا نماند حقیقت نهانی
55
گدارو مباش و مزن هر دری را
که هر چیز را که بجویی تو آنی
66
دلا خیمه خود بر این آسمان زن
مگو که نتانم بلی میتوانی
77
مددهای جانت همه ز آسمانست
از آن سو رسیدی همان سوی روانی
88
گمانهای ناخوش برد بر تو دلها
نداند که تو حاضر هر گمانی
99
به چه عذر آید چه روپوش دارد
که تو نانبشته غرض را بخوانی
1010
خنک آن زمانی که ساقی تو باشی
بریزی تو بر ما قدحهای جانی
1111
ز سر گیرد این دل عروج منازل
ز سر گیرد این تن مزاج جوانی
1212
خنک آن زمانی که هر پاره ما
به رقص اندرآید که ربی سقانی
1313
گرانی نماند در آن جا و غیری
که گیرد سر مست از می گرانی
1414
به گفت اندرآیند اجزای خامش
چنان که تو ناطق در آن خیره مانی
1515
چهها میکند مادر نفس کلی
که تا بیلسانی بیابد لسانی
1616
ایا نفس کلی به هر دم کیاست
کیت میفرستد به رسم نهانی
1717
مگو عقل کلی که آن عقل کل را
به هر دم کسی میکند مستعانی
1818
که آن عقل کلی شود جهل کلی
گر آبی نیاید ز بحر عیانی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
کسی را چو من دوستگان می چه باید؟
که دل شاد دارد بهر دوستگانی
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 124
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس، لذت نخوانی
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 62
اگر بد گمان گشتی ای دوست بر من
نیازارم از تو بدین بدگمانی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 200
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی
ازین زندگانی چو مردی بمانی
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 191
ورق تا نگردانده باد خزانی
غنیمت شمر نوبهار جوانی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6982
دلا گر مرا تو ببینی ندانی
به جان آتشینم به رخ زعفرانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3116
بتا گر مرا تو ببینی ندانی
به جان لاله زارم به رخ زعفرانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3125
گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
یکی لعل دیدم شدم زر کانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3126

