غزل شمارهٔ 217

Toggle stanza 1
چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
1
چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا
2
که برگشاید درها مفتح الابواب
که نزل و منزل بخشید نحن نزلنا
3
که دانه را بشکافد ندا کند به درخت
که سر برآر به بالا و می فشان خرما
4
که دردمید در آن نی که بود زیر زمین
که گشت مادر شیرین و خسرو حلوا
5
کی کرد در کف کان خاک را زر و نقره
کی کرد در صدفی آب را جواهرها
6
ز جان و تن برهیدی به جذبه جانان
ز قاب و قوس گذشتی به جذب او ادنی
7
هم آفتاب شده مطربت که خیز سجود
به سوی قامت سروی ز دست لاله صلا
8
چنین بلند چرا می‌پرد همای ضمیر
شنید بانگ صفیری ز ربی الاعلی
9
گل شکفته بگویم که از چه می‌خندد
که مستجاب شد او را از آن بهار دعا
10
چو بوی یوسف معنی گل از گریبان یافت
دهان گشاد به خنده که‌های یا بشرا
11
به دی بگوید گلشن که هر چه خواهی کن
به فر عدل شهنشه نترسم از یغما
12
چو آسمان و زمین در کفش کم از سیبی‌ست
تو برگ من بربایی کجا بری و کجا
13
چو اوست معنی عالم به اتفاق همه
بجز به خدمت معنی کجا روند اسما
14
شد اسم مظهر معنی کاردت ان اعرف
وز اسم یافت فراغت بصیرت عرفا
15
کلیم را بشناسد به معرفت‌هارون
اگر عصاش نباشد وگر ید بیضا
16
چگونه چرخ نگردد بگرد بام و درش
که آفتاب و مه از نور او کنند سخا
17
چو نور گفت خداوند خویشتن را نام
غلام چشم شو ایرا ز نور کرد چرا
18
از این همه بگذشتم نگاه دار تو دست
که می‌خرامد از آن پرده مست یوسف ما
19
چه جای دست بود عقل و هوش شد از دست
که ساقی‌ست دلارام و باده اش گیرا
20
خموش باش که تا شرح این همو گوید
که آب و تاب همان به که آید از بالا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 51

به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا

به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 168

خطاب هاتف دولت رسید دوش به ما

که هست عرصهٔ بی‌دولتی سرای فنا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 4

اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسد

به حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 5

چه منت از مدد روزگار بر سر ما

که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 20

اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 213

درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 214

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

من درازقبا با هزار گز سودا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 216

مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 221

رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا

که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 222

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور