رباعی شمارهٔ 1062
Toggle stanza 1در فقر فقیر باش و در صفوت صاف
11
در فقر فقیر باش و در صفوت صاف
با فقر و صفا درآ تو در کار مصاف
22
گر خصم تو صد تیغ برآرد ز غلاف
چون هیچ نبیند نزند زخم گزاف
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
از دل سوی دلدار شکافست شکاف
وانکس که نداند این معافست معاف
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1059
امروز طوافست طوافست طواف
دیوانه معافست معافست معاف
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1060
با زنگی امشب چو شدستی به مصاف
از سینهٔ خود سینهٔ شب را بشکاف
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1061
گویند مرا چند بخندی ز گزاف
کارت همه عشرتست و گفتت همه لاف
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1063
مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف
خوان تو گرفته است از قاف به قاف
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1064
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

