رباعی شمارهٔ 1900
Toggle stanza 1صد روز دراز گر به هم پیوندی
11
صد روز دراز گر به هم پیوندی
جان را نشود از این فغان خرسندی
22
ای آن که به این حدیث ما میخندی
مجنون نشدی هنوز دانشمندی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای رفته و دل برده چنین نپسندی
من میگریم ز درد و تو میخندی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 385
دی خاک همی نمود با من تندی
میگفت که زیر قدمم افکندی
عطارمختارنامهباب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانستشمارهٔ 37
با خندهٔ بر بسته چرا خرسندی
چون گل باید که بیتکلف خندی
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1779
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

