غزل شمارهٔ 2926
Toggle stanza 1گر در آب و گر در آتش میروی
11
گر در آب و گر در آتش میروی
آن نمیدانم برو خوش میروی
22
در رخت پیداست والله رنگ او
رو که سوی یار مه وش میروی
33
نقشها را پشت و پایی میزنی
سوی نقش نامنقش میروی
44
ذوق جانها میزند بر جان تو
مست و دست انداز و سرکش میروی
55
در پی تو میدود اقبال رو
گر به عرش و گر به مفرش میروی
66
آنک در سر داری از سودای یار
چه عجب گر تو مشوش میروی
77
شه صلاح الدین برآ زین شش جهت
گرچه ظاهر اندر این شش میروی
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

