غزل شمارهٔ 2184
شاعر: رومی
Toggle stanza 1بیا ای رونق گلزار از این سو
11
بیا ای رونق گلزار از این سو
از آن شکر یکی قنطار از این سو
22
یکی بوسه قضاگردان جانت
از آن دو لعل شکربار از این سو
33
از آن روزن فروکن سر چو مهتاب
وزان گلشن یکی گلزار از این سو
44
کباب و می از این سو دود از آن سو
درخت خار از آن سو یار از این سو
55
تعب تن راست لایق راح دل را
منه رنج تن سگسار از این سو
66
سلیمانا سوی بلقیس بگذر
که آمد هدهد طیار از این سو
77
به منقارش یکی پرنور نامه
نموده صد هزار اسرار از این سو
88
مخور تنها که تنها خوش نباشد
یکی ساغر از آن خمار از این سو
99
بدن تنهاخور آمد روح مؤثر
که جان هدیه کند ایثار از این سو
1010
سقاهم میدهد ساغر پیاپی
به تو ای ساقی ابرار از این سو
1111
به هر دو دست گیرش تا نریزی
قدح پر است هین هشدار از این سو
1212
بیا که خرقهها جمله گرو شد
ز تو ای شاه خوش دستار از این سو
1313
برهنه شو ز حرف و بحر در رو
چو بانگ بحر دان گفتار از این سو

