غزل شمارهٔ 2007

Toggle stanza 1
شاه ما باری برای کاهلان
1
شاه ما باری برای کاهلان
گنج می‌بخشد به هر دم رایگان
2
الصلا یاران به سوی تخت شاه
گنج بی‌رنج است و سود بی‌زیان
3
چشم دل داند چه دید از کحل او
نور و رحمت تا به هفتم آسمان
4
خود چه باشد پیش او هفت آسمان
بر مثال هفت پایه نردبان
5
ای به صورت خردتر از ذره‌ای
وی به معنی تو جهان اندر جهان
6
ای خمیده چون کمان از غم ببین
صد هزاران صف شکسته زین کمان
7
در نشان جویی تو گشته چارچشم
وآنگه اندر کنج چشمت صد نشان
8
هر نشانی چون رقیب نیکخواه
می‌برندت تا به حضرت کشکشان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یخچه می‌بارید از ابر سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 93

زش ازو پاسخ دهم اندر نهان

زش به بیداری میان مردمان

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 74

چون بگردد پای او از پایدان

خود شکوخیده بماند هم چنان

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 75

چون نیاید سر عشقت در بیان

همچو طفلان مهر دارم بر زبان

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 630

ای گرفته حسن تو هر دو جهان

در جمالت خیره چشم عقل و جان

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 632

ای نهان از دیده و در دل عیان

از جهان بیرون ولی در قعر جان

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 633

چه نشستی دور چون بیگانگان

اندرآ در حلقه دیوانگان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2005

نک بهاران شد صلا ای لولیان

بانگ نای و سبزه و آب روان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2009

صبحدم شد زود برخیز ای جوان

رخت بربند و برس در کاروان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2021

ای زیان و ای زیان و ای زیان

هوشیاری در میان مستیان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2022

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور