رباعی شمارهٔ 1876

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 42

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
دوش آمد آن خیال تو رهگذری
1

دوش آمد آن خیال تو رهگذری

گفتم بر ما باش ز صاحب نظری

2

تا صبح دو چشم من بگفتش بتری

مهمان منی به آب چندانکه خوری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جوانی سلیل نام از سلاله کرام که در قبایل عرب به جمال و ادب مشهور بود و در بیشه شیران و معرکه دلیران از ضعف و سستی دور، در دل از دختر عم هوایی داشت و در سر از وسوسه عشق او سودایی، عمرها رنج طلب برد تا به مطلوب رسید و ضربت عشق خورد تا جمال معشوق بدید.

هنوز در بزم وصال جای گرم نکرده بود و از جام وصال جرعه ای بیش نخورده، عزیمت آنش خواست که از آن منزل در جای دیگر مقام کند و در موطن تازه تر آرام گیرد، آن ماه را در عماری نشاند و عماری را به آن راه که دلش می خواست براند.

جامیبهارستانروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 6

این شکل مدور که نه پایی نه سری

مانع بود از گزند هر کینه وری

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 27

خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری

بر من همه راه ناخوشی می سپری

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 39

هنگام سپیده‌دم خروس سحری

دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 114

* بر کوزه‌گری پریر کردم گذری

از خاک همی‌نمود هر دَم هنری

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 69

دل سیر نگرددت ز بیدادگری

چشم آب نگرددت، چو در من نگری

رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 36

گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری

باشد که بلای عشق گردد سپری

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 135

هر روز به شیوه‌ای و لطفی دگری

چندانکه نگه می‌کنمت خوبتری

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 136

فردا که به نامهٔ سیه درنگری

بس دست تحسر که به دندان ببری

سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 50

گویند که دوش شحنگان تتری

دزدی بگرفتند به صد حیله‌گری

سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 51

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور