غزل شمارهٔ 200

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: قصیده

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
1
نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا
نام بچه‌ش چه باشد او خود پِیَش دوا
2
ما زاده قضا و قضا مادر همه‌ست
چون کودکان دوان شده‌ایم از پی قضا
3
ما شیر از او خوریم و همه در پیش پریم
گر شرق و غرب تازد ور جانب سما
4
طبل سفر زده‌ست‌، قدم در سفر نهیم
در حفظ و در حمایت و در عصمت خدا
5
در شهر و در بیابان همراه آن مهیم
ای جان غلام و بندهٔ آن ماه خوش‌لقا
6
آنجاست شهر کان شه ارواح می‌کشد
آنجاست خان و مان که بگوید خدا‌ «بیا‌»
7
کوته شود بیابان چون قبله او بوَد
پیش و سپس چمن بود و سرو دلربا
8
کوهی که در ره آید هم پشت خم دهد
کای قاصدان‌ِ معدن‌ِ اجلال‌، مرحبا
9
همچون حریر نرم شود سنگلاخ راه
چون او بود قلاوز آن راه و پیشوا
10
ما سایه‌وار در پی آن مه دوان شدیم
ای دوستان همدل و همراه‌، الصلا
11
دل را رفیق ما کند آن کس که عذر هست
زیرا که دل سبک بود و چست و تیزپا
12
دل مصر می‌رود که به کشتیش وهم نیست
دل مکه می‌رود که نجوید مهاره را
13
از لنگی تن‌ست و ز چالاکی دل‌ست
کز تن نجُست حق و ز دل جُست آن وفا
14
اما کجاست آن تن همرنگ جان شده
آب و گلی شده‌ست بر ارواح پادشا
15
ارواح خیره مانده که این شوره‌خاک بین
از حد ما گذشت و ملک گشت و مقتدا
16
چه جای مقتدا که بدان جا که او رسید
گر پا نهیم پیش بسوزیم در شقا
17
این در گمان نبود در او طعن می‌زدیم
در هیچ آدمی منگر خوار ای کیا
18
ما همچو آب در گل و ریحان روان شویم
تا خاک‌های تشنه ز ما بر دهد گیا
19
بی‌دست و پاست خاک‌ِ جگر‌گرم بهر آب
زین‌رو دوان دوان رود آن آب جوی‌ها
20
پستان آب می‌خلد ایرا که دایه اوست
طفل نبات را طلبد دایه جا به جا
21
ما را ز شهر روح چنین جذب‌ها کشید
در صد هزار منزل تا عالم فنا
22
باز از جهان روح رسولان همی‌رسند
پنهان و آشکار بازآ به اقربا
23
یاران نو گرفتی و ما را گذاشتی
ما بی‌تو ناخوشیم اگر تو خوشی ز ما
24
ای خواجه این ملالت تو ز آه اقرباست
با هر کی جفت گردی آنت کند جدا
25
خاموش کن که همّت ایشان پی توست
تأثیر همّت‌ست تصاریف ابتلا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای از علو قدر به کرسی نهاده پا

فرق مقیم فرش حریم تو عرش سا

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 1

شکر و سپاس و منت و عزت خدای را

پروردگار خلق و خداوند کبریا

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1

منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا

زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 6 - در شکایت روزگار و بی‌وفایی مردم

آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا

در زندگی به تنگی قبرست مبتلا

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 675

سبحان قادری که صفاتش ز کبریا

بر خاک عجز می‌فکند عقل انبیا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلا

پرواز کن به ذروهٔ ایوان کبریا

عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 2

ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا

بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 197

ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها

صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 198

ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا

شاد آمدیت از سفر خانه خدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 199

شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما

ناچار گفتنی‌ست تمامی ماجرا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 201

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور