غزل شمارهٔ 2077

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انیمن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
1
به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
به گونه گونه علامات آن جهانی من
2
به جان پیر قدیمی که در نهاد من است
که باد خاک قدم‌هاش این جوانی من
3
تو چشم تیز کن آخر به چشم من بنگر
مدزد این دل خود را ز دلستانی من
4
بر این لبم چو از آن بخت بوسه‌ای برسید
شکر کساد شد از قند خوش زبانی من
5
به گوش‌ها برسد حرف‌های ظاهر من
به هیچ کس نرسد نعره‌های جانی من
6
بس آتشی که فروزد از این نفس به جهان
بسی بقا که بجوشد ز حرف فانی من
7
ز شمس مفخر تبریز تا چه دیدستم
که بی‌قرار شدستند این معانی من

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور