رباعی شمارهٔ 1908

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ردی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
غم را دیدم گرفته جام دردی
1

غم را دیدم گرفته جام دردی

گفتم که غما خبر بود رخ زردی

2

گفتا چکنم که شادیی آوردی

بازار مرا خراب و کاسد کردی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ابوعلی دقاق - قدس سره - گوید در آخر عمر چندان درد بر وی پدید آمده بود که آخر هر روز به بام برآمدی و روی بر آفتاب کردی و گفتی: ای سرگردان مملکت، امروز چون بودی و چون گذرانیدی، هیچ جای بر اندوهگین این حدیث تافتی؟ هیچ جای از زیر و زبر شدگان این واقعه خبر یافتی؟ هم از این جنس می گفتی تا آفتاب فرو شدی.

ای مهر که نیست چون تو عالم گردی

جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 19

ای خواجه مرا به لطف خود پروری

زآوردن پشت و دنبه فربه کردی

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 60

کی دانستم که بیخطا برگردی؟

برگشتی و خون مستمندان خوردی

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 133

امروز چو جمله عمر ضایع کردی

فردا چکنی به خاک و خون میگردی

عطارمختارنامهباب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدنشمارهٔ 25

ای دل تو و درد او اگر خود مردی

جان بندهٔ تست اگر تو صاحب دردی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1730

با بی‌خبران اگر نشستی بردی

با هشیاران اگر نشستی مردی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1778

چونی ای آنکه از جمال فردی

صدبار ز چو نیم برون آوردی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1841

مردی که فلک رخنه کند از دردی

مردی که خداش کاشکی ناوردی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1953

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور