غزل شمارهٔ 1920
شاعر: رومی
Toggle stanza 1دیر آمدهای مرو شتابان
11
دیر آمدهای مرو شتابان
ای رفتن تو چو رفتن جان
22
دیر آمدن و شتاب رفتن
آیین گل است در گلستان
33
گفتی چونی چنانک ماهی
افتاده میان ریگ سوزان
44
چون باشد شهر شهریارا
بی دولت داد و عدل سلطان
55
من بیتو نیم ولیک خواهم
آن باتویی که هست پنهان
66
شب پرتو آفتاب هم هست
خاصه به تموز گرم و تفسان
77
قانع نشود به گرمی او
جز خفاشی ز بیم مرغان
88
گرمی خواهند و روشنی هم
مرغان که معودند با آن
99
ما وصف دو جنس مرغ گفتیم
بنگر ز کدامی ای غزل خوان
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای کودک خوبروی حیران
در وصف شمایلت سخندان
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 446
برخیز که میرود زمستان
بگشای در سرای بستان
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 447
دین را حرمیست در خراسان
دشوار ترا به محشر آسان
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 139 - در نعت امام هشتم (ع)
از خجلت این گنه که عفوش
بر توست نه بر عطای یزدان
عرفیقطعاتشمارهٔ 33 - اعتذار
ما شادتریم یا تو ای جان
ما صافتریم یا دل کان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1922
بازآمد آستین فشانان
آن دشمن جان و عقل و ایمان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1925
برخیز و صبوح را برنجان
ای روی تو آفتاب رخشان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1933

