غزل شمارهٔ 182
شاعر: رومی
Toggle stanza 1در میان عاشقان عاقل مبا
11
در میان عاشقان عاقل مبا
خاصه در عشق چنین شیرین لقا
22
دور بادا عاقلان از عاشقان
دور بادا بوی گلخن از صبا
33
گر درآید عاقلی گو راه نیست
ور درآید عاشقی صد مرحبا
44
عقل تا تدبیر و اندیشه کند
رفته باشد عشق تا هفتم سما
55
عقل تا جوید شتر از بهر حج
رفته باشد عشق بر کوه صفا
66
عشق آمد این دهانم را گرفت
که گذر از شعر و بر شعرا برآ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شاخ نرگس را ببرد اینک صبا
سهل باشد بردن از کوری عصا
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 32
عاشقم اما نمی گویم کجا
بیخودم لیکن نمی دانم چرا
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
تا به شب ای عارف شیرین نوا
آن مایی آن مایی آن ما
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 170
دل چو دانه ، ما مثال آسیا
آسیا کی داند این گردش چرا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 181

