غزل شمارهٔ 1909

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
دل معشوق سوزیده است بر من
1
دل معشوق سوزیده است بر من
وزان سوزش جهان را سوخت خرمن
2
بزد آتش به جان بنده شمعی
کز او شد موم جان سنگ و آهن
3
پدید آمد از آن آتش به ناگه
میان شب هزاران صبح روشن
4
به کوی عشق آوازه درافتاد
که شد در خانه دل شکل روزن
5
چه روزن کآفتاب نو برآمد
که سایه نیست آن جا قدر سوزن
6
از آن نوری که از لطفش برسته‌ست
ز آتش گلبن و نسرین و سوسن
7
از آن سو بازگرد ای یار بدخو
بدین سو آ که این سوی است مؤمن
8
به سوی بی‌سوی جمله بهار است
به هر سو غیر این سرمای بهمن
9
چو شمس الدین جان آمد ز تبریز
تو جان کندن همی‌خواهی همی‌کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

کنم چاک از گریبان تا به دامن

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 389

بکن چندان که خواهی جور بر من

که دستت بر نمی‌دارم ز دامن

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 443

دلت خوش باد و چشم از بخت روشن

به کام دوستان و رغم دشمن

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 57

وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی‌ کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی‌زدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.

بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.

سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 31

یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت

که تب می‌گیردت مجنون عجب داشت

عطارالهی نامهبخش سوم(10) حکایت آن مجنون که تب داشت

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1908

برو ای دل به سوی دلبر من

بدان خورشید شرق و شمع روشن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1915

دگرباره چو مه کردیم خرمن

خرامیدیم بر کوری دشمن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2120

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور